بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامانی

یک ساله شدن

بهار عزیزم سفر دوم زندگیتو با بابا رفتیم مشهد. واقعا شرایط سختی بود تو چهار دست و پا می رفتی و کف اتاق هتل هم کثیف بود و با اینکه ملافه هم اورده بودم ولی باز کارساز نبود. زیارتم که نتونستم برم فقط  یه روزش از دور زیارت کردم. سرمای شدید خوردی البته سرماخورده بودی از عروسی هایی که با هم رفتیم ولی مشهد بدتر شدی. برگشتن قطار خراب شد و تو حالت بد شد. خلاصه عزیزم حسابی اذیت شدی الهی من فدات بشم. با همه این اتفاقات نمی دونم چرا اینبار اینقدر از سفر مشهدم احساس سبکی می کردم  تا یک ماه ارامش عجیبی داشتم. بابا بهروز عزمش رو جزم کرده تو رو راه بندازه. اخه همه می گفتن زود راه میوفتی ولی سرماخوردگی خیلی ضعیفت کرد. 9 ابان 1395 ی...
25 آبان 1395
1